السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

34

تقويم الايمان وشرحه كشف الحقائق للعلوي ( تعليقات النوري )

صحنه‌هاى سياسي در سال 1040 - 1041 ويا 1042 ه . ق - در سفري كه به همراه شاه صفوى به قصد زيارة عتبات عاليات رفته بود ، در ما بين كربلا ونجف ، در حالي كه آيهء يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً « 1 » را زمزمه مىكرد ، چشم از جهان فرو بست وپيكر مطهّرش - طبق وصيّتش - در نجف اشرف مدفون گشت . « فسلام عليه يوم ولد ويوم مات ويوم يبعث حيّا » . ملّا عبد اللّه كرمانى متخلّص به امانى در تاريخ وفات أو چنين سروده است : فغان از جور اين چرخ جفاكيش * كزو گردد دل هر شاد ناشاد ز أولاد نبىّ داناى عصري * كه مثلش مادر ايّام كم زاد محمّد باقر داماد كز وى * عروس فضل ودانش بود دلشاد خرد از ماتمش گريان شد وگفت * عروس علم ودين را مرد داماد شرح حال أستاذ به روايت شاگرد « 2 » السيّد السند ، المحقّق في المعقول والمحقّ في المنقول ، سمّى خامس الأئمّة ، الأمير محمّد باقر الداماد ، عليه الرحمة . علم عروس همه أستاذ شد * فطرت أو بود كه داماد شد وجه اشتهار آن سيّد بزرگوار به اسم داماد براي اين بود كه والد عاليمقدارش سيّد محمّد استرآبادي ، چون دختر محقّق ثاني شيخ على - طاب ثراه - را تزويج نمود ، به اين اسم مشهور گرديد ؛ وچون آن سيّد سند از آن دختر متولّد شد ، آن لقب از پدر به أو

--> ( 1 ) فجر / 27 . ( 2 ) اين قسمت در واقع بخشي از ترجمهء كتاب محبوب القلوب قطب الدين اشكورى است كه به خامهء أحمد بن محمّد حسينى اردكانى تحرير شده است . نسخهء منحصر اين ترجمه به شماره 268 در كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى نگهدارى مىشود كه براي نگارش اين قسمت ، تصويرى از آن به لطف رياست محترم دفتر نشر ميراث مكتوب در اختيار نگارنده قرار گرفت .